ذبيح الله صفا

845

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

دولتشاه در آخر عمر ديوان خود را به آب شست و به همين سبب هم از اشعار او اندكى در دستست . دربارهء احوالش دولتشاه « 1 » و معين الدين اسفزارى « 2 » اطلاعات نسبة مشروحى داده‌اند . تقى الدين كاشانى دربارهء حسن متكلّم نوشته است كه او « در وادى علم يگانهء عصر و فريد دهر بوده و در طرز معارف و طريق تحقيق بيان صحيح داشته و در طور حقايق و اهل ذوق برهان بكمال مىنموده و مشايخ صوفيه و اعيان اهل تصوّف بسخن وى اعتقاد تمام داشته‌اند . گويند شيخ زين الدّين ابو بكر تايبادى كه يكى از اعيان مشايخ صوفيه و مقتداى ارباب سلوكست گفته كه مولانا حسن موضع تجلّى و محلّ ظهور اسم المتكلّمست و لهذا حسن متكلّم شهرت كرده و الحق مردى خوش‌سخن و ذو فنون بوده و از انواع علوم بهرهء بكمال داشته بتخصيص در علم تصوّف و صنايع و بدايع شعرى خاصه درين علوم پسنديدهء روزگار خود بوده و در آن وادى گوى مسابقت از ديگران ربوده . و او را در علم صنايع شعر نسخه‌ييست مرغوب باسم ملك غياث الدين كرت ، و فى الواقع طرز تصنيفش مستعدّانه است . گويند در ابتداى جوانى از نيشابور بدار السلطنهء هرات رفت و به تحصيل كمالات مشغول گشت و در اثناى تحصيل بريكى از اكابر زادهاى آنجا عاشق گرديد . . . بعد از آنكه در عشق كمال يافته بود چندگاه در خدمت شيخ زين الدين تايبادى بر طرز مشايخ سلف مجهود بتقديم رسانيد و بتاريخ سنهء احدى و اربعين و سبعمائه ( 741 هجرى ) بجوار حق پيوست و در حوالى مزار شيخ فريد الدين عطّار در نيشابور مدفونست . اما ديوان شعرش مىگويند قريب به چهار هزار بيت پيدا مىشود ليكن تا اين غايت مسوّد اين اوراق بمطالعهء تمام آن سرافراز نشد و برخى از آن بجهد بسيار پيدا نموده و در اين خلاصه مثبت ساخت و الحق شاعرى پاكيزه سخن و خوشگوست . »

--> ( 1 ) - تذكرة الشعراء ص 296 - 300 . ( 2 ) - روضات الجنات فى اوصاف مدينة هرات چاپ دانشگاه تهران ج 1 ص 197 - 199 .